سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
676
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
حسن او را مدح مىگفت . وى در سال 1340 ه ق درگذشت و در سيتاپور به خاك سپرده شد ، تأليفات او عبارتند از : نزهة الامامية ؛ صحيفة الزيارات ؛ رسالهء مسابقت و كتابى در ردّ مسيحيت . نجف على مير ، فيضآبادى 1254 ه ق / 1838 م در تاريخ جهان ضمن شرح احوال فيضآباد در سال 1222 ه ق آمده است كه مولوى نجف على در زهد و ورع و تقدس شهرت دارد ، در « آيينهء حقنما » نيز آمده است كه جدّش از مدينه به كشمير آمد و نجف على نيز در علوم عقليه و نقليه تبحر داشته است . مير احسن خلق فرزند مير حسن دهلوى در ديباچهء كتاب خود « طب احسن » در ضمن تذكره تعليم و تحصيل خود نوشته است : « باز قانون را از جناب مير نجف على صاحب كه در علم طب و حكمت و فقه يكتاى زمان در اوصاف ابو ذر و سلمان كه با زبان خامه رطب اللسان سراپا معجز بيان ، به عبادت الهى شببيدار ، بندهء خاص پروردگار ، مصروف جود و سخا ، در دعاى رب علا ، شاعر و نويسنده و دبير مقبول در تحرير و تقرير ، مجمع علوم ، خالقش بالعموم ، سينهاش مخزن اسرار بىاندازه به دست دعايش در اجابت گشاده ، در عرصهء سه سال از مطالعهء آن فارغ شدم ( تهذيب الاخلاق ، مارس 1967 م ، لاهور ، ص 11 ) . مردم وى را به خاطر شاعرى و پرهيزگارىاش صوفى مىگفتند . مولانا براى عروسى فرزند خود در سال 1290 ه ق به لكنهو آمد و بعد از مراسلت با غفران مآب بيزارى از تصوف را اعلام كرد ( ر . ك : آيينهء حقنما ) . نجف على در لكنهو به سمت استادى نواب والاجاه و عالىجاه منصوب شد ، وى در فقه و عرفان مهارت و در تجويد و تفسير علاقه داشت و علاوه بر اينكه تدريس مىكرد ، به تصنيف هم مىپرداخت و به قول مصنف سبيكة الذهب ، سيد نجف على كشميرى هم عالم و زاهد بود و هم صاحب كشف و كرامات . وى نان خشك را با نمك مىخورد و روى تخت چوبى يا بوريا مىخوابيد . تأليفات او عبارتند از : آيينهء حقنما ؛ مكالمات حسينيه ؛ حاشيهء شرح لمعه ؛ رسالهء مخارج الحروف ( موجود در كتابخانهء مسعود حسن اديب ) . سيد مهدى فيضآبادى عظيمآبادى مؤلف تذكرهء علما از فرزندان اوست . شاگردان او عبارتند از : حيدر على فيضآبادى ( درگذشته به سال 1299 ه ق ) ؛ مؤلف